خانه > کارگاه عکس > كارگاه هنر
واقعا حرف نداره كاش من بودم توسط: وحيد 11:57:42 1386/4/27
مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.