خانه > ئی تی نصرالدین


ئی تی نصرالدین مسافر فضایی - قسمت صفرم

سال ها پیش استیون اسپیلبرگ آمریکایی فیلمی ساخت که قهرمان آن موجودی فضایی به نام ئی تی بود او وقتی با خانواده اش برای سیزده به در به زمین آمده بودند، جا مانده بود و اسپیلبرگ از این فرصت استفاده کرده و فیلمی ساخته بود.

از قرار معلوم وقتی اسپیلبرگ و دار و دسته اش سرشان گرم خوردن قهوه یا چایی بوده، ئی تی کتابی پیدا می کند و زود آن را قایم می کند تا کسی آن را نبیند. آخر فیلم که ئی تی بنا به اقتضاء داستان به سیاره اش برمی گردد، کتاب را در می آورد و می خواند و خوشش می آید. چه کتابی بوده باشد خوب است؟ بله ! کتاب ملانصرالدین خودمان بوده بوده که بعد از خواندن آن ئی تی آنچنان دلباخته و مرید این شخص می شود که روی تی شرت و دست و پایش عکس نصرالدین را می دهد چاپ می کنند، و کلاه و قیافه ای هم در همان حدود برای خودش درست می کند. کاش قصه به همین جا ختم می شد. اما نه ئی تی نام خود را ئی تی نصرالدین می گذارد و از آنجا که پدر و مادر و در و همسایه ، این پدیده زمین زدگی را می بینند، می گویند برو به همان جایی که این ها را یاد گرفتی و او را با اوردنگی از سیاره به بیرون پرت می کنند.

از آنجایی که زمین مدام می چرخد، ئی تی نصرالدین تلپی درشهر ما فرود می آید و مجبور می شود در همین جا زندگی کند. از این به بعد می توانید ماجرا و گزارش های ئی تی نصرالدین را از طریق این سایت پیگیری کنید. البته لازم است به عرضتان برسانم که ئی تی نصرالدین سفینه ای دارد که بر عکس سوار آن می شود و کارهای جالبی هم بلد است انجام دهد که ما زمینی ها حتی نمی توانیم باور کنیم و همچنین او بسیار با هوش و مودب است و فارسی را هم جالب صحبت می کند.


ضعيف عالي
نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

پیوندها



ملارد:


* برای درج گروه یا پیوندتان با ما
آدرس سایت یا وبلاگ خود را به
info@boghche.com
ارسال کنید 

نواي نسيم

آمار سايت