خانه > دل نوشت
و من به زمين آمدم
به نام خدا
خاطرم ميآيد مرا گفت اي مسافر هر آنچه كه تو را در اين سفر پيش آيد از داشتههايت بهره و از آنان نيك نگهداري كن كه اينان مقصود از امانتي است كه به سوي زمين ميفرستيم و همانا تو لايقي بر انجام اين رسالت و سفر، اگر بداني و فتبارك الله… گفتن نه به خاطر آفرينش موجودي ساده و تك بعدي و با تمايلات خوردن و خوابيدن و توليد نسل بلكه درستي در كردار و پندار و گفتار و قدرت آفرينش در طريقي پرخطر و وپر وسوسه، و ستيز با اهريمن جهل، كه هر كه از اين خطر گذشت وادي عشق را آغاز ميكند.
در اين وادي ديدن، شنيدن ،همه و همه معنايي ديگر دارد و برگرفته از دانايي و خلوص آينه مسافر است. آري آينه، به من گفت سخت از آينه مواظبت كن، تصاويرش را نيك بنگر. فراموش مكن كه تو بهر ستيز با اهريمن ناداني و بدکيني به زمين فرستاده شدهاي و اينها، سلاح تواند. مبادا كه آينه را از ياد ببري.
مرا گفت كه در اين وادي كار من با آينه است و عشق بازتابي است از نوري كه او بر اين آينه ميتاباند و اين نور را خاصيتي است كه در نهايت به سوي او كه سرچشمه و منبع است برميگردد، اين بار با اين تفاوت كه ميتواند مرا راهنما باشد.
پرسيدم اين كتاب چيست؟
گفت هر آنچه قدرت ودانايي كه تو را در جنگ با اهريمن ، نياز خواهد بود، در اين كتاب گذاشتهام. اين تويي كه از قدرت و توانايي اين كتاب چگونه بهره بري و از آن براي پيروزي بر مشكلات و مبارزه با پليديها استفاده نمايي تا سربلند به سوي ما بازآيي. مبادا با سستي در درك و فهم اين كتاب و بد استفاده كردن راه را براي پيروزي اهریمنیان مهيا سازي. مبادا دشمن تو را با سلاح خودت از پاي درآورد. او گفت درست استفاده كردن از اين كتاب است كه ميتواند تو را كمك كند تا آسوده باشي و خود را دوام بخشي و بيشتر بتواني مبارزه كني تا زودتر نيروهاي اهريمن و بدي، نابود و كهكشان آسوده شود.
او مرا گفت دير و زود شدن رستاخيز بسته به مبارزه تو و همرزمان توست.
زمستان 82
=:=:=:=:=بسم رب المنتظر المهدی =:=:=:=:
و حیّاک الله بالسلام
ای دوست به دوستی قرینیم تو را ** هر جا که قدم نهی زمینیم تو را
در مذهب عاشقی روا نیست که ما ** عالم به تو بینیم و نبینیم تو را
از اینکه با شما و دلنوشت های شما آشنا شده ام ، مسرورم . بنده هم با اینکه همیشه اولین نوشته ها خالصانه تر هستند موافقم .
خدایا ! زبانی ده که جز به ثنای تو گشوده نشود و دهانی ده که جز به نغمه تو نجنبد و بیانی ده که
جز به زخمه تو هیچ نگوید .
پروردگارا ! دیدی ده که جز آرزوی دیدار تو نداشته باشد .
خدایا ! جز ندای (( الست بربکم )) در گوشمان نیست و جز ضیای پرتو حسن ازلی تو در یادمان نیست .
خدایا ! هر دم نفسمان یک سخن می گوید که بر ما مگیر و چون می آید ، می گوید که از ما فرو ریز .
پروردگارا ! گر فردا بگویند چه دارید ، گوییم تو را و در توشه آخرتمان جز اُمید تو هیچ نداریم .
خدایا ! آتش علاقه مان را به خودت فرومنشان و عصایی ده که این بحر جدایی را از میان بشکافد .
خدایا ! تو خود مهربانی را برای خود برگزیده ای . تو اهل بزرگی و عظمتی ، اهل گذشت و بخششی ، اهل آمرزش و رحمتی .
اُمیدوارم که در زیر نگاه پر مهر صاحب نامتان ، رسول مهر و دوستی ، حضرت محمد مصطفی ( ص ) سلامت و سربلند باشید .
این آدرس وبلاگ بنده است : www.velayateeshgh.blogfa.com
با حضورسبزتان ما را خوشحال نمائید . لطفاً اگر در جایی نقصی بود به بنده بگید .
با تشکر ، دوستدار نوشته های شما :
رهرو افق
aale_taha@yahoo.com
توسط: رهرو افق
7:4:28 1385/9/23