خانه > دل نوشت

تربيت عاشورايي

اين روزها روزهاي حسيني و عاشورايي است

اين روزها نداي هيهات من الذله به گوش مي رسد

 مسامانان در غزه فرياد ميبزنند و ما اينجا نبايد خاموش بمانيم

وب سايت ثبت نام دانشجويان عاشورايي جهت اعزام به غزه

http://www.esteshhadi.com


درخت - متن ادبي

به نام خدا
 
بهار، صبح سال ، آغازي دوباره، سفري جديد و حركتي نو. نه راه رفتن بر زمين و نه پيمودن خاك. سفر به كمال و حركت به وادي عشق، مقصود آفرينش.
بهار با لبخند شروع مي‏شود. لبخند شكوفه‏هاي درخت‏. سفيد و صورتي و رنگ رنگ. چه قدرتي دارند اين لبخندها‏. پرندگان را به آواز و نوا، چرندگان را به تحرك و جهش و آدميان را به شادي و خروش و سرزندگي و انگار يادآور آنچه هستند و آنچه بايد باشند در نوين سال پيش رو. همه از سبزي طبيعت و شكوفه و برگ درخت شادند، يك شادي مشترك.
كودكان به شمار تولدشان، تولد درخت را ديده‏اند و شايد اين خود دليلي باشد براي شادتر كردن دنياي شاد و با صفاي آنان كه همچون آهو صحرا و جويباران را در مي‏نوردند و بي ريا و پاك دست در دست همسالان خويش حلقه‏اي به دور درخت مي‏زنند و بدون آنكه بدانند چرا، گرد آن مي‏چرخند، شعر مي‏خوانند و دستان هم را مي‏فشارند. درخت شاهد مستي و سرور آنهاست.
باران مي‏بارد، عاشقي در گذر است، جلوه شكوفه‏ها و برگهاي ظريف و كوچك درخت در ديدگان او ناگاه ياد او را به معشوق پيوند مي‏دهد و او را به مدح و ثنا وا مي‏دارد .
همه و همه خوشحالند. عشقبازي شكوفه و شبنم هر شاهدي را مبهوت مي‏كند. داستانها دارد و درسها بايد ديد و درك كرد.
گل، برگ، ميوه، ريشه، تنه، شاخه، سايه، سبزي، همه و همه اين سفر را شروع مي‏كنند تا شايد سير تكامل صفاتي را بياموزند. ايثار، اميد، احسان، استقامت و وفاداري و از همه مهمتر زيبايي …
همدم شب و سكوت شب بوده و باران بهاري را دريافته. پذيراي بركت خورشيد بوده ، عابران را سايبان و منظري زيبا
جلوه‏اي خوش براي طبيعت، تا شاعران بتوانند طبعي خوشتر بيابند و اشعاري لطيف‏تر بسرايند و عاشقان و رهگذران را ياد‏آور لطف و معشوق و دوست.
 
تابستان است. برگها پرتر شده و گويا سيرتر. نور خورشيد هم شديدتر و داغتر. اين طرح  حكمت دادار بزرگ است. مردمان  مي‏خورند و مي‏آرمند و حس زيبا دارند. پرندگان شادند. بهترين روزهاي عمرشان است پروانه‏وار با درخت عشقبازي مي‏كنند، مي‏نشينند، مي‏خورند و پر مي كشند. آواز مي‏خوانند و از آزادي سر خوش.
به بركت وجود درخت با بعضي از آدمها، دشمني را كنار گذاشته‏اند، واسطه خوبي است. درخت نعمت خدا، زيبا و مفيد و دوست داشتني است و مأمني مطمئن براي پرندگان. او آمده است تا همراهانش را در اين ميدان رزم بر عليه نادانيها و زشتيها  همراهي كند و در آباداني زمين آنان را ياريگر باشد.
 
پائيز مي‏آيد. گذر زمان برگهايش را زرد كرده، ولي مهرش كم نشده. اومي‏تواند معلم باشد نه در اين فصل كه در همه عمر، براي آنان كه مي‏بينند و دركش مي‏كنند. براي آنان كه دليل وجود خود را در زمين مي‏دانند و وظيفه خويش را نيز. او نيز آنان را دوست مي‏دارد چون خود چنين است.
او دريافته كه سربازي است در لشگر طبيعت و فرمانبردار. بايد داشته هايش را مثل ميوه، برگ، سبزي...  بهتر است بگوئيم زيبايي و شكوه، همه و همه را نثار كند و به مرحله‏اي ديگر برود. امر،امر آفريدگار بزرگ است و قانون طبيعت. سر خوش است چون به راهي مي‏رود كه حكيمي فرزانه او را گفته است. او خاضعانه آنچه روزي مايه زيبايي و لطافت و سبزيش بوده را فرش پاي عابران مي‏كند،عاشقانه و مجنون‏وار... برگهايش را. اين نمونه كوچكي است از داستان آفرينش، عشق، هدف و كمال ، فتبارك‏الله.
 
زمستان مي آيد .بايد بخوابد، تجديد قوا كند. اين را هم آفريدگارش مقرر داشته است. فصلي ديگر و تجلي نمونه‏اي ديگر از زيبايي و عظمت هنرمند بزرگ در آفريده‏اي به نام درخت. اینجا همبازيش برف است و باد. برف مأمور است از جانب خداي بزرگ كه موجودات را در سياهي و سردي زمستان اميدي باشد و نوري. درخت، برف را بر روي شاخه‏هايش دلسوزانه جاي مي‏دهد و از آن با مهرباني ميزباني مي‏كند. او در زمستان تابلو و علامتي است در سفيدي برف براي جانداران كه حد و فاصل خويش را بدانند وقتي همه جا سفيد است.
سختي صداي باد در را در عبور ازلابلاي شاخه‏هايش به موسيقي دلنواز تبديل مي‏كند. اين گوشه‏اي از سمفوني طبيعت است.
يك سال از عمر درخت در حال سر آمدن است. سرماي زمستان را گذرانده، سرخوش و اميدوار از آمدن بهار و بار ديگر نظاره‏گر لبخند مردمان در جشن شروع بهار خواهد بود. لبخند مردمان از لبخند درخت است، لبخند شكوفه‏ها. خدا مي‏داند از هر درخت چند شكوفه خنده مي‏كند. مردمان از درخت مي‏دانند كه بهار آمده. درخت تقويم طبيعت است.
 
 
بهار 83


نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

آخرين نوشته ها

آمار سايت