خانه > كارگاه شعر


آغاز - شعر

روزی میان چشم تو پرواز می کنم

با شوق شیشه می شکنم راز می کنم

دردم زیاد و پا پیاده و راه بی پایان

اما دوباره سلسله آغاز می کنم


ضعيف عالي
نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

پیوندها



ملارد:


* برای درج گروه یا پیوندتان با ما
آدرس سایت یا وبلاگ خود را به
info@boghche.com
ارسال کنید 

نواي نسيم

آمار سايت