خانه > كارگاه شعر


بار خدايا - شعر

بار خدایا

عده ای در نظرم بیمارند

زان همه جور و جفا ماتم غم می کارند

خسته و بی کس و تنها من اگر در بندم

سببش بی خبرانند که ز من بیزارند

شاعر : وزیرلو


ضعيف عالي

درود اندوه دنيا را بي خيل
توسط: هيچ اگرسايه پذيرد ما همان سايه هيچيم 17:53:35 1387/2/4

چه عجب من یه هم فامیلی پیدا کردم نمیدونم فامیلیم یا نه اما فامیلیه من تکه شعرتونم عالی بود
توسط: سعید وزیرلو 20:33:12 1387/2/31

نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

پیوندها



ملارد:


* برای درج گروه یا پیوندتان با ما
آدرس سایت یا وبلاگ خود را به
info@boghche.com
ارسال کنید 

نواي نسيم

آمار سايت