خانه > كارگاه شعر
غم دلدار - شعر
غم دلدار
نیمه شب بود که از غصه جوابم دادی
خواب چشمان تو دیدم که تو آبم دادی
من هراسان شدم از خواب به در اما تو
تا به صبح در دل من خفته و تابم دادی
حکمت این که تو در قلب منم جا کردی
من نفهمیدم و فهمیدی عذابم دادی
دست از این عابد معبود شدن شستم من
از همان روز که دل قلب مذابم دادی
مست در حال و هوای تو غزل خوان بودم
در همان حال گذر کردی و خوابم دادی
شاعر : شهلا حاج باقری
توسط: هيچ اگرسايه پذيرد ما همان سايه هيچيم
17:50:56 1387/2/4
توسط: هيچ اگرسايه پذيرد ما همان سايه هيچيم
17:51:37 1387/2/4