خانه > كارگاه شعر


دورنگی - شعر

 

دو رنگی

يک دست، قلمی در آن                              

موضوع آزاد بود.

قلم در دست می چرخيد

و دست در طاعت از آن

نقشی گذاشت بر جای،

نقش هايی رنگی و تابيده در هم.

وگويا کرد قلم چيزی

که اين خوابيده ها در تکه کاغذ

بيدارند و تابيده و درهم،

روی اين خاک عظيم.

همچنان می گفت :

اين خط تيره سايه ای داردو

اين خط سفيد دنباله ای

که پيدا نيست در اين خطها                  

وبايد جست در آنها را.              

وباز می گفت: همين خطها                  

 نمادی از دورويی هاست

که با رنگی درخشنده نمايان است

وبارنگی غبار آلود پنهان

نمايان است ظاهرها چه زيبا

ولی ای کاش باطنها بشن زيبا.

 

 


ضعيف عالي

عید نوروز بر شما مبارک باد دوستان .موفق باشید.
توسط: shahin kalantary 17:25:4 1387/1/6

اسكلتش زيباست ولي خوشبين باشيد و يك كوچولو راه فرار از بدي دروغزنها بگذاريد
توسط: هيچ اگرسايه پذيرد ما همان سايه هيچيم 17:59:10 1387/2/4

خوبه والا پارتی بازی میکنین دیگه در ضمن به این دختره پررو بگو آدم یه جنس مخالفو به مامانش نمی فروشه اولا یه مسیج حداقل میدادی الان که ... اند بی معرفتی والا
توسط: صوفیا 15:22:14 1387/5/16

نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

پیوندها



ملارد:


* برای درج گروه یا پیوندتان با ما
آدرس سایت یا وبلاگ خود را به
info@boghche.com
ارسال کنید 

نواي نسيم

آمار سايت