خانه > كارگاه شعر


آسمان باش

آسمان باش
 
باران مباش و

با التماس به شیشه مکوب

 

نگاهت نمی کنند

ابر باش و

به التماس نگاهشان ببار.

نه ... نه ... نه

ابر هم مباش

باد ابر ها را  به سخره می گیرد !


آسمان باش

آری آسمان باش و

باد و ابر و باران را

زیر بالین خویش

به مهر و عشق و نور

مزین کن


علی صادقی پری


ضعيف عالي
نام  
ايميل    
وب سايت  
نظر
   

سرّ سفر

مسافر بغچه اش را سر چوبی بست و براه افتاد ، به هر شهری می رسید چیزهایی برمی داشت تا در شهر بعدی که بچه ها به جلواش مي دوند ، بغچه اش را باز کند و به آنها چیزی بدهد.

آخرين عكس

نواي نسيم

آمار سايت